باغ وحش ها طبيعتمان را کوچک کردند
نقاشان به اندازه ي بوم هاشان درآن سرازيرشدند
طبيعتي بکربا پرنده هائي که آواز را قبل ازپرواز مي آموزند!
کسي به چشمهاي حيرت زده ي مارمولکي سرخ شناور روي سنگي
سياه زل نمي زند
مگرشاعري که لابه لاي همين تخت سنگها خانه کرده است!
عکسهاي يادگاري با پلنگ ها تنها عکسهايمان را زيبا تر کردند
من اما درجستجوي پلنگي هستم که طبيعتم را زيبا تر کند!
سکانس آخررازبقا........
صداي تک تک پرندگان و خزندگان را مي شنوم
کاري ازدست من برنمي آيد
شعرم را به تو واگذارمي کنم
ميدانم
پرنده ها که ازقفس آزاد شوند
طبيعت رابه رگهايم بازمی گردانند.
(امین احراری)

