تبليغاتX
شعر و ادبیات

 

سرم را تکان می دهم

 و تو را تاب می دهم درطناب بازی

اسباب بازی!

سرت را تکان می دهی

ومرا تاب می خوری در طناب بازی

اسباب بازی!

پیش ازاینها خورده بودند تاب

و تاب خورده بودند

و رسیده بودند به جنگلی

که تو النگوهایت صدا دارد

که من صدای النگوهایت را دوست دارم

که تو النگوهایت با ریتم     دو    دو   می زند

که من با ریتم   دو    دو   کوک می شوم!

 

 خیال می بافم

 وتورا کوک می خورم روی لبهایت

که تو لبهایت حرف ندارد

که تو لبهایت حرف می زند

که من زنگ تفریح لبانت را دوست دارم.

 

 

                                                                 (امین احراری )

                                                                   21/7/86

+ نوشته شده توسط امین احراری در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 8:34 |

باسمه تعالی

 (مقاله چاپ شده در روزنامه عصرمردم سه شنبه27/6/86)

 

 

انجمن های ادبی شیراز(سقوط یا صعود؟!)

 

 

خوشا شیرازو وضع بی مثالش                خداوندا نگهداراززوالش !(حافظ)

دیرزمانیست که خاک این خطه از جغرافیای خیال انگیزعشق و اندیشه عجین با نام اساتیدعلم و ادب( حافظ و سعدی) است.کوچه پس کوچه های این شهرپراست ازبوی بهارنارنج وعطرکلام حافظ و سعدی که مشام هررهگذری راآغشته به بوی زلف یارمی کند.خاک نمک گیرش

 خمیرمایه ی جان های مست است وکعبه ی آمال عاشقان
بی دل!

همه عمربر ندارم سرازاین خمارمستی      که هنوزمن نبودم که تو در دلم نشستی!(سعدی)

باشد که فرزند خلف حافظ و سعدی نیاکانش را پاس بدارد و آنچه را به خون جگر ازعلم و ادب به او رسیده است به بهای ناچیزدنیا نفروشد،که خود میراث دارعشقیم و سرمایه دارعشق!

یارمفروش به دنیا که بسی سود نکرد     آنکه یوسف به زرناسره بفروخته بود!(حافظ)

آنجا که نظام سرمایه داری مطلق(حرکت به سمت مقام و قدرت وثروت )به معیارانکارناپذیری ازارزشهای دنیای مدرن تبدیل می شود وآنجا که بحران هویت یکی ازاساسی ترین معضلات وچالش های جوامع درهزاره ی سوم
می باشد

نقش ادبیات به دریائی می ماند که قطره قطره روح سیری ناپذیرانسان را سیراب می کند وقدم درتعدیل خواسته ها ی نامحدود انسانی وتربیت رفتارهای انسان دوستانه ومعنوی، می نماید.

بنی آدم اعضای یکدیگرند     که درآفرینش زیک گوهرند!

چو عضوی به درد آورد روزگار    دگرعضوها را نماند قرار!(سعدی)

ازآنجا که  رشد و تعالی هنر و ادبیات مستلزم آماده سازی شرائط و بستر سازی مناسب می باشد نقش انجمن های ادبی به عنوان پایگاههای اساسی نقد و بررسی آثارادبی ، هرچه بیشتردرجامعه ضرورت پیدا می کند.انجمن های ادبی با رعایت سیستماتیک  قوانین و پارامترهای تعریف شده، در درون خود و در جامعه قدرت پیدا می کنند و به مکان هائی موثر جهت رشد وپرورش استعدادهای  ادبی تبدیل  می شوند. در حال حاظر انجمن های ادبی زیادی در شهرشیرازمشغول به فعالیت می باشند اما اینکه  دراجرای انجمن ها به شکل قانون مدارو حرفه ای امروزی، تا چه اندازه موفق بوده ایم سوالی است که پاسخ آن منوط به پاسخگوئی به سوالاتی چند در این زمینه می باشد.

  1. در دهه ی اخیرچند شاعریا داستان نویس یا مقاله نویس  حرفه ای و....ازاین انجمن ها پا گرفته اند و یا خود را به عنوان افراد فرهیخته ی ادبی به جامعه ی ادبیات ایران و جهان معرفی نموده اند؟
  2. آیا افراد مسئول در انجمن های ادبی ازمیان نخبه ترین و موثرترین افراد این عرصه انتخاب می شوند؟
  3. برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت این انجمن ها چیست و آیا این انجمن ها فقط به صرف بودن برگذار می شوند و یا سیرحرکتی آنها با یک استراتژی و برنامه ریزی مدون و هدف دار همراه است؟
  4. مدیران فرهنگی و هنری مسئول در حوزه ی هنری شیرازدر صورت مشاهده ی کاستی ها و قصورمسئولین انجمن های ادبی دراجرای وظائف محوله،  چه اقداماتی را انجام می دهند وآیا اصلا نظارتی ازجهت کارکردهای فنی و تخصصی افراد مسئول دراین زمینه صورت می گیرد؟
  5. در انجمن های ادبی تا چه اندازه روند ارتباط های یک طرفه و مونولوگ به ارتباط های دو طرفه و دیالوگ تبدیل می شود؟
  6. آیا هدف ازایجاد انجمن های ادبی شرکت افراد درمباحث ادبی وحساس کردن افراد نسبت به حضوردرجمع و همفکری و هم اندیشی نیست؟

این سوال و بی شمار سوالات دیگر ما را بر این می دارد که نسبت به این رسالت خطیروسرنوشت سازدرامورفرهنگی و هنری  جامعه ی خود حساس تروفنی ترعمل کنیم. چه بسا ایجاد تغییرات جزئی درسیستم های برنامه ریزی کلان مدیریتی فرهنگی و رویکردهای تازه ترو دقیق ترنسبت به این امور، می تواند زمینه ساز موفقیت های چشمگیرتری درعرصه ی ادبیات  این مرزو بوم باشد.

 تغییراتی همچون:

  1.  نظارت دقیق تربرکارمجریان انجمن های ادبی
  2.  دخالت دادن اعضای انجمن های ادبی درامورمحوله به ادبیات و استفاده ازتوانائیهای مختلف افراد
  3.  ایجاد جو و فضای علمی و حرفه ای در انجمن ها با دعوت و حضوراساتید مربوطه
  4.  آشنائی افراد با ادبیات امروزایران و جهان
  5.  بکار گیری افراد متخصص درزمینه ها ی نقد ادبی و داستانی و... به منظور پربارکردن جلسات انجمن های ادبی
  6.  ایجاد پل های ارتباطی بین مسئولین و اعضای انجمن های مختلف ادبی  به منظورهمکاری و هماهنگی افراد دراجرای برنامه های آموزشی و فرهنگی
  7.  ایجاد سمینارهای مختلف ادبی و دعوت میهمانان فرهیخته ازانجمن های ادبی شهرستان های اطراف وافراد شناخته شده در سطح کشور
  8.  مشاوره ی مدیران فرهنگی با اعضای انجمن های ادبی جهت آگاهی ازنقصان های مربوطه در کارخود
  9.  بالا بردن ظرفیت و روحیه ی انتقاد پذیری مدیران فرهنگی
  10.  پذیرفتن نقصان های مربوطه و مشاوره جهت رفع مشکلات بنیادی در زمینه ی  اجرائی انجمن های ادبی و....

می تواند ازجمله عوامل موثردر رشد و پویائی ادبیات ایران در شهرادب پرورشیراز باشد. باشد که به دورازهرگونه جبهه گیری و جناح گرائی های شخصی و گروهی درحفظ و اشاعه ی فرهنگ و ادبیات غنی این کهن دیاربکوشیم .

 

با تشکر

امین احراری نوری

 شیراز ۲۷/6/86

Homayoon_sh2001@yahoo.com

 

+ نوشته شده توسط امین احراری در جمعه سیزدهم مهر 1386 و ساعت 23:36 |
                                              

 

پا به پا می کنم

قرار به پا می کنم

قرارمان با هم کشیدن بود!

درد را کشیدم

یک بخش

جنگ را کشیدم – سوختم!

قرارمان بخشش بود!

جنگ را بخشیدم

بخش اول- جنگ یک انقلاب پست مدرن است تا خانه هامان را ازنو بسازند-

بخش دوم – دختری مادرش را در ویرانه ها جستجو می کند -

بخش سوم – دختر، جنگ رامی فهمد/ جنگ،دختر را نمی فهمد–

بخش چهارم – جنگ غیرقابل بخشش است-

 

.

.

.

 

بخش آخر– اینجا روزی دهکده ای آرام بود!-

 

                                                                              (امین احراری )

                                                                               ۷/۷/۸۶

+ نوشته شده توسط امین احراری در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 10:1 |