سرما خورده ام!
سال هاست که سرما خورده ام!
لبان سرماخورده تن به واژه نمی دهد!
چقدر از باران گفتیم ودفترهامان خیس نشد؟!
چقدر ازواژه گفتیم ورویاهامان تعبیر نشد؟!
ازکجای دلم برایت بگویم؟
ازدست هائی که همیشه در ترس ازدست دادن بود
یا ازچشم هائی که همیشه در انتظار باران بود؟!
بیا یک باردیگر زمستان را مرورکنیم
پنجشنبه!
باران !
لبخند خیس پنجره !
دستان سرد تو!
ومن
که دررویای نیمه شبی بارانی
(امین احراری)

